شراره سادات میرصفدری

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/05/08

شراره سادات میرصفدری

هنر و معماری / باستان شناسی

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. تحلیل سکه‌های دوره اموی و عباسی موجود در موزه هگمتانه همدان به روش فیزیکی فلورسانس اشعه ایکس (XRF)
    1404
    سکه‌های تاریخی، به‌ویژه درهم‌های نقره اموی و عباسی، نه‌تنها حامل اطلاعات کتیبه‌شناختی هستند بلکه ترکیب آلیاژی آن‌ها شواهدی مهم از شرایط اقتصادی، سیاسی و فناوری فلزکاری جوامع گذشته فراهم می‌آورد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا تغییرات ترکیب عنصری این سکه‌ها می‌تواند بازتاب مستقیمی از تحولات قدرت سیاسی، بحران‌ها، اصلاحات پولی و شبکه‌های تامین فلزات در دو خلافت باشد. برای پاسخ به این پرسش، 23 نمونه سکه نقره (10 اموی، 13 عباسی) از مجموعه موزه هگمتانه با روش طیف‌سنجی فلورسانس پرتو ایکس (pXRF) مورد تحلیل قرار گرفت. به‌منظور کاهش اثر غنی‌شدگی سطحی، پاک‌سازی انجام شد و داده‌ها با لحاظ محدودیت‌های ذاتی این روش، حجم نمونه و احتمال حضور خطاهای دستگاهی تفسیر شدند. نتایج نشان داد که هر دو خلافت در زمان بحران سیاسی–نظامی به کاهش عیار نقره روی می‌آوردند اما الگوی آلیاژسازی آن‌ها متفاوت بود: در نمونه‌های اموی، سرب (Pb) به‌عنوان افزودنی ارزان‌قیمت و سنگین نقش غالب داشت، درحالی‌که در نمونه‌های عباسی، مس (Cu) عنصر اصلی کاهش‌دهنده عیار و افزایش‌دهنده سختی سکه بود. این تفاوت به‌احتمال زیاد ناشی از دسترسی به منابع فلزات پایه و تصمیمات آگاهانه متالورژیکی بوده است. علاوه بر این، حضور پایدار طلا (Au) در محدوده متداول 0٫1 تا 0٫3 درصد و نیز عناصر کمیاب مانند آرسنیک (As) و بیسموت (Bi) حاکی از پتانسیل بالای داده‌های ژئوشیمیایی برای منشایابی منابع معدنی و بازسازی مسیرهای تجاری است. جمع‌بندی نشان می‌دهد که عیار نقره، یک شاخص حساس و قابل‌اندازه‌گیری از دمای سیاسی–اقتصادی خلافت‌هاست؛ افزایش خلوص با ثبات سیاسی و تمرکز قدرت همبستگی مستقیم دارد و کاهش آن بازتاب بحران و جنگ داخلی است. همچنین انتخاب عناصر آلیاژی، سیاست پولی عملی دولت‌ها را آشکار می‌سازد. این مطالعه موردی، ارزش شاخص تحلیل‌های علمی مدرن در باستان‌سنجی را اثبات کرده و افقی نو برای ایجاد پایگاه‌های داده ترکیب آلیاژی سکه‌های اسلامی و گسترش مطالعات بین‌رشته‌ای میان فیزیک، شیمی و باستان‌شناسی فراهم می‌سازد.